فصل پنجم
يوسفی هست من تو را خواب ديده ام ...
چکمه های صاحبان شهر صدای نبض خدا را نمی شناسند آی ... تو .... که به گورستان هم رحم نمی کنی مردگان این خاک بسان تارهای موی زنی زار می زنند... پنجه های حاکم را .!
سهم ساده صبوری پنجشنبه 16 آبان1387
23:37 الهام | |
| Design By : Night Skin |
